تبليغاتX
برنامه , اهنگ , همچی

برنامه , اهنگ , همچی

 

 
 

 

Ø ساعت Ø

 

 


Ø نويسندگان Ø

 


کافر

مهران

 


Ø جستجو Ø

 

 
جستجوی فارسی در گوگل


 

جستجو در وبلاگ


 


Ø آمار وبلاگ Ø

 


تعداد بازدیدها:



 


Ø لوگوی دوستان Ø

 

قالب ساز

لوگوی شما

لوگوی شما


  لوگوی من


 

 

جوک3

موضوع: جوک

يك روز به غضنفر ميگن با مهرداد جمله بساز ميگه: اقا ببخشيد امتحانات شهريوررا ميشه تو مهر,داد؟

یارو مسابقه بيست سوالي شركت ميكونه , پارتي بازي ميكنن بهش ميگن جواب مسابقه " انبردستي" ولي تو اولش لونده.
- یارو ميگه تو جيب جا ميشه ؟
× ميگن نه .
- یارو ميگه چه انبردستي بزرگي .

یارو تو قبرستون مواد ميزده يهو ميبينه كميته سر ميرسه,زود ميپره سر يه قبر شروع ميكنه گريه كردن..ماموره كه ديده بودتش ميپرسه اينجا چكار ميكني؟
ميگه بابام مرده امدم سر خاكش..
يارو ميگه اينكه قبر يه بچس..
ميگه خوب بابام بچه كه بود فوت كرد ديگه!!!!

 



 



نويسنده: کافر

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386

|

جوک 1

موضوع: جوک

رشتيه بچه‏دار نمي‏شد... با زنش مي‏رن دکتر... بعد ا آزمايش‏ها دکتر به رشتيه مي‏گه: مشکل از شماست... رشتيه مي‏گه: فکرش رو مي‏کردم... آخه اين موضوع ارثيه... نه بابام بچه‏دار مي‏شد نه بابابزرگم

یه احمقه يه پرايد ميخره همون روز تصادف ميکنه از چنتا از دوستاش شنيده بوده که اين ماشين خيلي بدنش نازکه داشته از لوله اگزوزش فوت ميکردکه درست شه دوستش مي ياد ميگه داري چکار ميکني احمقه ميگه دارم فوت ميکنم درست شه دوستش ميگه همين کارارو ميکني که مارو مسخره مکنن لااقل پنجره هاشو ببند

مردي مي ره لامپ مهتابي بخره، داخل دکوني مي شه ولي چون نمي دونست چي بگه، مي گه: ببخشين حاج آقا، لطفا 1 متر لامپ بدين

غضنفر بادكنك فروشي باز كرده بود ، اما بعد ازمدتي ورشكست شد، چون بادكنك هايش را به شرط چاقو مي فروخت

یه نفر نشسته بوده سر جلسه كنكور. خلاصه سؤالها رو پخش ميكنند و یارو هم اول يك پنج دقيقه‌اي مبهوت به سؤالا خيره ميشه ، بعد يك پنج تومني از جيبش درمياره شروع ميكنه تند تند شير يا خط كردن و پاسخ نامه رو پر كردن. بعد 40-50 دقيقه يارو ممتحنه ميبينه طرف خيس عرق شده ، هي داره يك سكه رو ميندازه بالا ، زير لب فحش ميده. ميره جلو ميپرسه: داري چيكار ميكني؟ طرف ميگه: همه سوالا رو جواب دادم، دارم جوابامو چك ميكنم

به یه نفر ميگن: با ?حيدر? جمله بساز، ميگه: اومدم در خونتون هي در زدم، هي در زدم، هيچكي درو باز نكرد. بهش ميگن: نه بابا، با ?آقا حيدر? جمله بساز، ميگه:‌ اومدم در خونتون، آقا! هي در زدم، هي در زدم، هيچكي در رو باز نكرد

یه نفر تو خيابون 2 ساعت داد مي زنه:اين ماشين نوک مدادي مال کيه مي خوام رد شم! مدتي بعد صاحب ماشين مياد . طرف ميگه کجايي 2 ساعت دارم داد مي زنم؟يارو جواب مي ده اين ماشين که قرمزه!یارو مي گه مگه نوک مداد قرمز نمي شه؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

پيرزنه ميره همه دندون هاش و ميکشه بجز يکي شو! بهش ميگن پس چرا همه دندون هات رو کشيدي بجز اين يکي؟ ميگه آخه مي خوام با اين يکي چادرمو نگه دارم

غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد

موشه ميره داروخانه ميگه: مرگه من داري؟

يارو کدو تنبل ميخره ميگذاردش کلاس تقويتي

پسره به باباش ميگه بابا الاغها هم ازدواج ميكنن ، باباش ميگه : عزيزم فقط الاغها ازدواج ميكنن



 



نويسنده: کافر

نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386

|


 

Ø منوی اصلی Ø

 

 صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب


درباره وبلاگ



 


Ø آرشيو مطالب Ø

 


هفته سوم آذر 1386

هفته اوّل مهر 1386

هفته چهارم شهریور 1386

هفته سوم شهریور 1386


 


Øآرشيو موضوعيØ

 


برنامه

فیلتر شکن

جوک

اهنگ


 


Ø پيوندها Ø

 

 
mehran

 
قالب ساز


 


¤ قالب ساز ¤

 

ساخت و ويرايش قالب توسط

قالب ساز 

©raz¥Full

 

 

 <||Copyright © 2006 - Designed By : ©raz¥Full All Rights Reserved ||>